تبليغاتX
ارتباطات و سینما

ارتباطات و سینما

موضوعات مطروحه در زمینه سینما ، فرهنگ ، مسایل سیاسی و گاهی اوقات طنز می باشد

معلمي است بازنشسته ، هر چند که در کارش بازنشستگي معنايي ندارد ، هم ياد مي‌دهد و هم مي‌خنداند، همان خنده‌ای که جز نيازهای طبيعی و حتی قهری انسانی است. خنداندن و گرياندن کار هر کسي نيست؛ بجز اهلش، که توانمند باشد و همين حالات است که فيلسوفي يونانی آنها را وجه تمايز انسان و حيوان می‌داند.

 نام اصلي‌اش قدرت است و به راستي که با قدرتش توانست مخاطبينش را با رضايت کامل پاي برنامه‌ها و نمايش‌هايش بنشاند، در کارش هم جدي است ولي بسيار اهل شوخي است چه روي صحنه و چه در روابطش با ديگران، اين را از هم نشيني‌اش به راحتي مي‌توان فهميد. سر صحنه که رفته بود و مجري مسابقه پرسيد اين کتاب از کيست ؟ همچون کودکي سمج پايش را توي يه کفش کرده بود که: اين مال منه! آغا کتابم رو بده، آي مردم کتابم رو ازش بگيريد! اگه ندي به بزرگترم می‌گم! و...... احمد آقای قنبريان هم بيکار نمی‌شينه و در حقش بزرگتری مي‌کنه و از مجری می‌خواد که چرا زودتر کتابش را بهش ندادی؟ ( خنده حضار، هه هه هه.....).

بله! آقا رشيد نامي است آشنا براي مخاطبان برنامه‌هاي سيما که ساليان دوري است که با برنامه‌هاي شادش خو گرفته‌اند، هر چند کم کار است اما کارهاي ارائه شده‌اش برای مخاطب عام جذاب است و دلنشين. طنزهايش حتی اگر هيچ پايه و اساس و ارتباطی با واقعيت نداشته باشند و در فضای تخيلی و دلخواه واقع شوند، اما مردم از ديدن آنها خسته نمي‌شوند و احساس لذت و شادی نتيجه محتوم آن است . بعضی طنزها بر اساس وضعيتی مضحک و غيرعادی ساخته می‌شوندو برخی از آنها را نيز مي‌توان مبنايشان را بر بلاهت و کندذهنی قرارداد که سبب خنده می‌شود و هدف برآوردن نيازی است که انسان به خنديدن دارد و کمتر غرض از آنها نکوهش، سرزنش، تنبه و تزکيه است؛ در مورد زير بنگريد:

شخصی بالای تير چراغ برق مي‌رود. از او مي‌پرسند: آنجا چه کار می‌کنی؟

می‌گويد : آمده ام اينجا توت بخورم.

مي‌پرسند : اين که درخت توت نيست.!!

آن شخص دست در جيبش می‌کند و مي‌گويد: توتش را هم با خودم آوردم.

و يا گفته های کودکی را ببينيد که ناخواسته باعث خنده ديگران می‌شود و آن را به حساب بامزه بودنش مي‌گذارند:

کودکی که دستش در دست عمويش بود با ديدن سگی از دور می‌گويد : عمو اين که دهان ندارد؟ عمو با لبخند می‌گويد: اگه دهان ندارد پس با چی غذا می‌خورد ؟

و بلافاصله جواب می‌شنود که: با قاشق و چنگال.

لذا در اينجا وقتی انتظار پاسخی غير از اون داشته باشيم، هم موقعيت شخص و هم کلامش مطايبه را رقم می‌زند که در اينجا آقا رشيد کم نمي‌آورد و اين موضوع را به عرصه هنر پيوند می‌دهد.

قدرت‌ا... ايزدی يا آقارشيد محبوب، مدام خانه به دوش است ، بين صحنه تئاتر و جعبه جادويی تلويزيون. بازيگري است مودب و سمج با شخصيت کودکی متراکم شده در سر صحنه و شخصيتی پخته و متين در فراق صحنه، در پنجاه سالگی هم نقش آقا داماد را بازی می‌کند، گويا دامادی به مذاقش خوش اومده، تنها کمدين ايران است که در هر صحنه تئاتر ، اگر شبی يکبار صورت گيرد ، همان خواستگاری را با همان آدابش بجا مي‌اورد و خسته نمی‌شود و همان جواب را هم مي‌گيرد که شب قبل گرفته بود . اين عروسی‌ها هم برايش هزينه‌ای ندارد جز درآمدی هنگفت؛ عامل و مسبب فروش بالای رستورانی است به نام آقا رشيد در اصفهان، اما حقش را از آن دريغ نمی‌کند، همانطور که از بازيهايش.

با جديت تمام مشغول بازنويسي فيلمنامه اي بود که قرار است بصورت سينمايي ساخته شود ، اسم قشنگي را که طنزآميز هم بود برايش درنظر گرفت يعني الم شنگه . در يک سريال بيست قسمتي هم بازي کرده که قرار است بزودي در کنداکتور پخش برنامه هاي سيما قرار گيرد.

برای اين هنرمند بزرگ و همکارانش از قبيل احمد قنبريان و.... موفقيت، بهروزی و سلامتی آرزو می‌نماييم.

 

نویسنده وبلاگ در کنار آقارشید و احمد قنبریان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 20:25  توسط حمداله باستی  | 

مطالب زیر چکیده ای است از پایان نامه کارشناسی ارشدم که در سال ۷-۱۳۸۶ به راهنمایی جناب آقای دکتر سید وحید عقیلی ،  مشاوره سرکارخانم دکتر افسانه مظفری و با حمایت معاونت محترم صدای جمهوری اسلامی ایران نگاشته شده است . ضمناْ مقاله استخراج شده نیز پس از چاپ در نشریه در همین وبلاگ قرار می گیرد.

رسانه‌هاي جمعي و ازجمله راديو جايگاه بسيار مهمي در شکل‌دادن به نگرش‌ها و افکار عمومي بر عهده داشته و نقش مؤثري را در زمينه مشارکت اجتماعي ايفا مي‌کنند. هدف پژوهش دستيابي به نقش و جايگاه راديوهاي جمهوري اسلامي ايران در ايجاد مشارکت اجتماعي و روش‌هاي ارتقاي آن در بين مردم از ديد کارشناسان علوم ارتباطات است. روش پژوهش، پيمايشي است و براي گردآوري اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماري مورد پژوهش شامل کليه اعضاء هيأت علمي و دانشجويان مقطع کارشناسي ارشد و دکتراي رشته علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات و تهران مرکز مي‌باشد که در سال تحصيلي 7-1386 مشغول به تدريس يا تحصيل بوده‌اند. با استفاده از روش نمونه‌گيري طبقه‌اي- تصادفي و با تأکيد بر فرمول حجم نمونه ازبين 343 نفرجامعه آماري‌(300 نفر دانشجو و 43 نفر استاد )، نمونه‌اي به تعداد 139 نفر (111 نفر دانشجو و 28 نفر استاد) انتخاب و پرسشنامه‌اي محتوا 17 سوال براي آنها ارسال گرديد. براي تجزيه و تحليل داده‌هاي جمع‌آوري شده از نرم افزار آماريSPSS  استفاده شده است. بنابراين ابتدا آمار توصيفي و سپس آمار استنباطي شامل آزمون T وضريب همبستگي ايتا براي بررسي سؤالات پژوهش و همچنين مقايسه بين نظرات استادان و دانشجويان ارائه شده است.

فرضيه‌هايي در زمينه نوع رسانه، شيوه ارائه پيام به لحاظ قالب برنامه‌اي، توسعه کمي‌وکيفي، نوع مالکيت راديو و همچنين سطح تحصيلات مخاطبان و رابطه آنها با ميزان مشارکت اجتماعي طرح و مورد آزمون قرارگرفت. از ديدگاه پاسخگويان، چهار مورد اول ارتباط معني‌داري با مشارکت اجتماعي داشته‌اند و تنها بين سطح تحصيلات مخاطبان و ميزان مشارکت اجتماعي آنها، رابطه معني‌داري وجود نداشته است. همچنين موانع مشارکت اجتماعي از طريق رسانه راديو بررسي و راههاي تقويت و ارتقاي آن از ديدگاه پاسخگويان ارائه شده است. نتايج نهايي پژوهش نشان مي‌دهد که راديو از ديدگاه پاسخگويان نقش بارزي در زمينه مشارکت و انسجام اجتماعي و همگوني اقوام ايفا مي‌کند. لذا به منظور تقويت و جلب مشارکتهاي اجتماعي مي‌توان از اين رسانه بهره گرفت. همچنين نقش راديوهاي عمومي، تخصصي، داخلي و خارجي در ارتقاء مشارکت اجتماعي يکسان نبوده و متفاوت است. قالب هاي برنامه‌اي خبري، طنز، گزارش و گفت‌وگو به ترتيب قالبهاي مناسبي براي ارتقاء مشارکت اجتماعي دانسته شده‌اند. از ميان بسترهاي ايجاد کننده مشارکت اجتماعي، بستر اقتصادي مناسبترين بستر شناخته شده است. همچنين به نظر پاسخگويان نقش و تاثير راديو جوان در زمينه مشارکت اجتماعي بيش از ساير راديوها است. 

                                       

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 12:46  توسط حمداله باستی  | 

Subject: Reviewing role of radio in the field of social participation:Opinion Taking students and professors of Communication Sciences in Sciences & Research University and Central Tehran Branch of  Islamic Azad University .

Abstract:

Mass media and specially radio have important role in forming views and public thoughts and provide effective role in the field of social participation. Purpose of research is accessing to role and place of Islamic Republic of Iran's radio for providing social participation and methods for raising this place among people in the view of experts of Information Sciences. Research method is measurable and has been used questionnaire for colleting information. Statistic society under research include all Scientific Board Members, students of Master program and Doctorate program in the field of Information Sciences of Islamic Azad University, Sciences of Research branch and central branch of Tehran who were studying or teaching in academic years of 2007-08. With usage of class- Random sampling method and with confirmation of sample's capacity formula among 343 persons in statistics society (300 students and 43 professors), sample including 139 persons (111 students and 28 professors) has been elected and send for them questionnaire including 17 questions.

For analyzing collected data have been used statistics software SPSS. Therefore, first, descriptive statistics and then Analytic statistics including test "T" and co relation coefficient Eta has been submitted for reviewing questions of research and also comparison between opinions of professors and students.

Hypothesis in the field of media type, method for submitting massage in respect to program form, qualitative and quantitative improvement, radio property type and also audiences education level and their relation with participation level and test has been submitted and examined. In view to repliers, the first four cases have meaningful relation with social participation and between audiences education level and their social participation measurement have no any meaningful relation. Also social participations obstacles have been reviewed by media and have been submitted strengthen methods and its improvement in view of repliers. Final results of research show that radio play important role in the field of social participation and fluency. Therefore, in due to strength and attach social participation can be enjoyed this media.

Also role of genera, specialty, domestic and foreign radios are not identical for raising social participation. Form of news, jeering, report and dialogue programs are suitable frame for improving social participation. Among fields provider social participation, economical field has been known the most suitable field. Also in view of repliers, role and effect of Javan radio in the field of social participation is more than other radios.

        Hamdollah basti ,Tehran: 2008

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 12:20  توسط حمداله باستی  | 

زمستان  رفت و بهار آمد . این بهار پیامی دارد و انبانی ، نقشی دارد و مهمانانی .....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 0:41  توسط حمداله باستی  | 

جشنواره فیلم فجربالاخره  برگزار شد، اما متفاوت با سالهای گذشته . نیمه اول آن که از 12 بهمن شروع شد و تا 17 بهمن به طول خواهد انجامید، به بخش های سینمای معنا گرا ، بین الملل ، سینمای آسیا ، فیلم های مستند و فیلم های روز خارجی اختصاص دارد . که تا کنون با عدم استقبال جامعه هنری و مخاطبان خاص سینما روبرو شد ، به گونه ای که در 12 بهمن ،  یعنی اولین روز اکران ، تعداد تماشاچیان هر سانس سینمای سپیده  ( ویژه هنرمندان ) به 50 نفر نمی رسید . جشنواره ای که در نیمه دوم جشنواره ، با نمایش فیلم های ایرانی ، شاید بتواند تا حدی شور و نشاط سالهای پیشین را احیا کند  و رونقی دوباره بدان بخشد.

در روز اول جشنواره احساس نمی کردی که جشنواره ای در کار است ، از شلوغی هر ساله هم که خبری نبود . ویژه نامه جشنواره هم که در ساعت 12 شب رسید و توزیع شد .

با وجود همه اینها ، اما به نظر می رسد که جدا کردن بخش خارجی از سینمای ایران گامی موفق و مثبت باشد . زیرا کسانی هستند که تنها به یکی از این دو نوع سینما علاقه دارند و می توانند در روزهای کمتری بیشترین فیلم های مورد علا قه شان را ببینند و این باعث می شود تا فیلم ها در طول جشنواره پراکنده نباشد و 10 روز خود را بی خودی تلف نکنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 1:40  توسط حمداله باستی  | 

واحد فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات این بار اقدام به برپایی نمایشگاهی از آثار دانشجویی در زمینه نقاشی و خطاطی نموده است . این نمایشگاه در روز شنبه 19 آبان ماه افتتاح شده و تا چهارشنبه به طول خواهد انجامید . از میان آثار موجود می توان به اثر زیبا و بدیعی از شخصی به نام ملک محمدی نام برد که با اثر زیبایش مقبولیت او را در چشم بازدید کنندگان تثبیت کرد . وی که در مقطع کارشناسی ارشد زمین شناسی مشغول به تحصیل است ، گاه گاهی نیز به خلق آثار هنری می پردازد . ایشان جز آن دسته از نقاشانی است که مخاطب آثارش را بر جای خود میخکوب می کند و به تحیر وا می دارد ، هرچند وقت ندارد تا آثار بیشتری بیافریند ، شاید هم از تنبلی اش ناشی می شود ، اما تلاش اندکش غافلگیر کننده است .

جسورانه در میان جنگلی سر سبز و رویایی، نوری رویایی می دمد که چشم ها را خیره و جنگل خلق شده را، منور می کند . به سبک بزرگان خلق می کند ، شاید به خاطر جوانیش باشد ( مرحله ای مابین کودکی و پیری ) ، نه آنگونه که در مورد پیکاسو می گویند که وی در کودکی چون بزرگان نقاشی می کرد و در پنجاه سالگی چون کودکان .

هنر ایینه زمان است ، شاید به همین سبب نیز آثار بزرگ هنری نمودار چهره روزگار خویشند ، ولی این نقاشی با کدامیک از واقعیت های موجود زمانه سازگار است ؟ اگر نمادی از واقعیت نباشد اما بازگو کننده ایده آل یک فرد رئال است که به اصالت متریال معتقد است .  ایده محتوای هر امری است ، ایده ها دنیای خاص خود را دارند و هر یک از آنها جامع و کامل است ، دنیای ایده ها مظهر کمال است و نظامی هماهنگ و اختلال ناپذیر پدید می اورد ، دنیایی شخصیت نیافته و فارغ از دنیای انسانی ، اما می توانند بیان شوند چه زبانی وچه بصورت نقاشی بر روی صفحه ای . هر چند اثر ایشان بیشتر به رئال می ماند ، همان واقعیت و زیبایی و هارمونی که در طبیعت وجود او و آثارش است .

دستمایه اصلی کارهای ایشان اشکال طبیعت است که به زیبایی ترسیم شده است هر چند به گفته خودش مآخذ ش کارت پستالی بوده است .

یک نقطه که ساده ترین وسیله بیانی در نقاشی است در کارهای ایشان به صورتی ترسیم شده که در زیر اشعه آفتاب با منبع ناپیدایش (خورشید) درخشندگی و برجستگی خاصی به اثر می بخشد .

تپه زیبایی که بخش غربی جنگل را پوشانده است و جویبارهای افقی آن می تواند بازگو کننده تداوم حیات باشند که آب زندگانی در آن جاریست ، مشتی از آب این جویبار و یا خنکی سایه یکی از این درختان می تواند التهاب صورت حیرت زده تماشاچی اثرش را فرو نشاند .

تنه درخت ، سرشاخه های آن ، علفهای سر سبز و رویایی  و دره ای کوچک و زیبا موضوعات مورد توجه نقاش است . شفافیت رنگهایش همان تابناکی نور را دارد ، این گونه اجرا کردن و این گونه نقاشی کردن مهارتی فوق العاده می خواهد که به خوبی از پس آن برآمده است . هر چند در مرحله فرمالیسمی بسر می برد ، همان مرحله ای که شیفته فرم و فن است نه محتوی . امیدوارم که این هنرمند اسیر آن نشود و به دنیای گفتن و اندیشیدن بصری قدم بگذارد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 22:7  توسط حمداله باستی  | 

 

     فیلم مستند " تسخیر در تهران "  به کار گردانی  سرکار خانم لیلا نادری  امروز ساعت 4 عصر در سالن نمایش مرکز گسترش سینمای مستند  واقع در میدان شهید قندی بر روی پــرده رفت. خانم نادری که ازهنرمندان فعال عرصــه تلویزیونی بخصوص در بخش برون مــرزی است، این بار اقدام به ساخت مستندی سیــــاسی و تا قسمتی فرهنگی نموده است که شاید نسل امروزین که بی شک خود یکی از آنهاست ، تنها در سالروز آن و راهپیماییهای بــرگزار شده و یا از لابلای متون تاریخی متوجه چنین حرکت عظیمی شوند. همـــــان اشغالی  که نه دنیای غرب روی خوشی به آن نشان داد و نه همــــــه کسانی که آن را بوجود آوردند امروزه  مدافع آنند. بلکه آن را در ظرف زمــانی خود به محک ارزیابی می گذارند . البته ان روزهــــــــــــا اکثریت قریب به اتفاق ملت ایــران چنین حرکتی را ستایش و از ان پشتیبانی  نمودــــــند ، تا جایی که بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی آن را انقلاب دوم نام نهاد .

در آن روز حدود 52 نفر از اعضای سفارت آمریکا در تهران، بدست دانشجویانی به گروگان گرفته شدند که به قول خانم ابتکار مسن ترینشان 23 ساله بود ، تسخیـــری که در 13 آبان 58 صورت گرفت و تا ۴۴۴ روز به طول انجامید .  

در این مستند، خانم ابتکار از لیدرهای دانشجــــویی زمان تسخیر و اصلاح طلب امروزی در خصوص امتناع ناشرین آمریکایی نسبت به انتشار کتــــابش می گوید.   کتابی  که  به  زبان  انگلیسی  تحت  عنوان (takeover in tehran )  نوشته شد  و موضوع آن خاطــــرات ایشان در خصوص وقایع و قضایای اشغال لانه جاسوسی است  و جامعــه هدفش مخاطبان امریکایی بود اما ناشرین مذکور بدلایلی از چاپ این اثر خودداری می کنند تا جایی که این نوشتـــــه ها را خاطرات و نوشته های یک تروریست می نامند. اما درنهایت توسط  ناشری کانادایی چاپ و منتشر می شود.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 22:17  توسط حمداله باستی  | 

 

 

سازو نقاره

شب موسیقی کهگیلویه و بویراحمد در تالار وحدت تهران

 

 شنبه 28 مهـــــــــــرماه ساعت 21 تالار وحدت تهران میزبان موسیقی اصیل وفولکولوریک

کهگیلویه و بویراحمد و درواقع میزبان هموطنان لر مقیم تهران بود. همه آمده بودند ، به گونه ای که علاوه بر تالار اصلی، سه طبقه بالکن نیز مملو از جمعیت شده بود. مراسم با برپایــــی حضار ، به احترام سرود ملی جمهوری اسلامی ایران آغاز و پس ازآن نوای کرنا با گونـه ای از موسیقی موسوم به موسیقی "سحرآوازی " توسط مردی هنرمند از خطه استان برفضــــای تالار طنین انداز شد. مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، جناب آقای آشنـــا هم نتوانست به هموطنانش درغربت سلامی نکند وتحفه اش که همان خیر مقدمش بود تقدیم حضارنمودند. 

این مراسم هم سنتور داشت و هم سرنا، هم سه تار داشت و هم کل زدن حضار ، اما جای ساز پرتابل سنتی مان خالی بود، " نی" را می گویم . همانی که مورد توجه مولا نا هم بود و می خواست از آن بشنوید که :

بشنو از نی چون حکایت می کند            واز جداییها شکایت می کند

اما عدم حضورش نیز نتوانست حکایت ها را به بوته فراموشی بسپارد .

پیری و جوانی ، رزم و بزم ، محبت و ککا جونیم ، برنو و داینی داینی ، شیهه اسب و شال و قطار ، باغ خان و برنو بلند ، مشک و چمتر و هر آنچه در زندگی لرهست اعم ازغم و شادی به تصویر کشیده شد و دستمایه اشعار ، مرثیه ها و رزمنامه ها گردید .

در دل تهران بودی، شهری دود آلود و بی رمق، اما خود را در دل ایل یافتی ، احساس غربت نمی کردی ، ناخودآگاه از روی صندلی بلند می شدی و به ابراز احساسات می پرداختی . شب خوشی بود .

تا تفنگ هست، کل هست و دستمال بازی هست، هویت لر نیز پایدار است، هویــــــت هرگز نمی میرد، کافیست آن را احیا کنیم .

فرهنگ یک قوم را از موسیقی آن می توان شناخت ، موسیقی راز درونی یک ملت و یا یک قوم را آشکار می کند . همانگونه که رزمنامه های آن گویای شجاعت و رادمردی آریو برزن های ماست و اسکندر ها به زانو در نمی آیند جز باهمت شیر مردانی از این دست .

موسیقی سکوت نمی کند، بیان می کند، داد می زند، خبر می کند و صلا می دهد از سر درون آدمها و فرهنگشان .

هنرمندان اجرا می کردند و حضار لذت می بردند و تشویق می کردند .  نوای دلکش آوایشان ، لبخندی از سر شوق و رضایت بر لبان حضار می نشاند و یا ذهنشان را به تأمل و تفکر وا می داشت و می سراییدند که :

های داینی داینی جونم       بر نو بلند سر شونم

برنو چرب ایکنم بای روغن الندی ............

های شو بگم ، های روز هم بگم ، های ککای جونیم

شا هینم من قفسه ، شیرلم و زنجیر   داغ دست روزگار مردل ایکنه پیر

 

نی: همان که جایش در این جشنواره خالی بود .

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 16:2  توسط حمداله باستی  | 



 سرمايه اجتماعی به امکانات، مقام اجتماعی، سرمايه اقتصادی و سرمايه فرهنگی ما، که همگی آنها تعيين کننده ميزان سرمايه اجتماعیماست اطلاق می شود. اين مفهوم نخستين بار به طور گسترده توسط پير بورديوجامعه شناس فرانسوی مورد استفاده قرار گرفته است که در واقع مفهوم سرمايه را که مارکس و انگلس تنها در معنای اقتصادی تعريف کرده بودند، توسعه و تکامل داد.

به نظر بورديوتقسيم بندی‌های طبقاتی در جوامع مدرن تنها به مالکيت سرمايه اقتصادی محدود نمی‌شود به اين معنی که سرمايه اقتصادی تنها منبع قدرت موجود و موثر در جامعه نيست بلکه انواع ديگر سرمايه نيز زمينه شکل‌گيری قدرت را فراهم می‌آورند. اين سرمايه‌ها عبارتند از سرمايه فرهنگی سرمايه اجتماعی وسرمايه سمبليک». سرمايه فرهنگی از سويی دربرگيرنده ميزان تحصيلاتی است که هر فرد در دوران رشد خود در مدرسه و دانشگاه کسب می‌کند و هم در برگيرنده رفتار اجتماعی هر فرد است. به بيان ديگر، مدرک تحصيلی هر فرد تنها بخشی از سرمايه فرهنگی وی محسوب می‌شود و بخش ديگر که حتی مهم‌تر هم محسوب می‌شود نوع گفتار و ارتباط کلامی، شيوه محاوره و ساختار جملات مورد استفاده ما بازگو کننده سرمايه فرهنگی ماست. حتی سليقه موسيقيايی و نوع علاقمندی مان به فيلم، کتاب، ادبيات و يا سرگرمی‌های اوقات فراغت و ديگر رفتارمان در زندگی روزمره (مثلاً نوع راه رفتن، نگاه کردن و يا لباس پوشيدن) معرف سرمايه فرهنگی نشأت گرفته از تعلق طبقاتی‌مان است.

بنابر اين اگر ساختار هر جامعه را مورد مطالعه قرار دهيم ملاحظه خواهيم کرد که در آن تنها کسانی که سرمايه‌های اقتصادی را در اختيار دارند، خبرگان آن جامعه را تشکيل نمی‌دهند. به بيان ديگر، اين تنها صاحبان سرمايه نيستند که نوع و چگونگی سازمان يک جامعه را تعيين می‌کنند بلکه گروهای ديگری نيز در اين امر مشارکت دارند مانند نخبگان فرهنگی که در برگيرنده دانشگاهيان، ژورناليست‌ها، نويسندگان و ديگر فرهنگ‌ورزان هستند. گروه ديگری که سرمايه‌های سمبوليک را در اختيار دارند (نخبگان سياسی و سنديکايی(  نيز در زمره نخبگان جامعه محسوب می‌شوند که در سازمان اجتماعی شرکت فعال دارند. بدينسان، می‌توانيم بگوئيم که جوامع مدرن عرصه رقابت گروه‌های مختلفی از نخبگان است که در يک درگيری و رقابت مداوم با يکديگر جهت‌گيری و تقسيم طبقاتی هر جامعه و سهم هرطبقه از منابع جامعه را تعيين می‌کنند. البته در ميان گروه‌های مختلف نخبگان نوعی توازن "قدرت موقتی" وجود دارد که بسته به زمان و مکان و شرايط گوناگون مدام در حال تغيير و تحول است.

اگر در جوامع ماقبل سرمايه داری تنها وراثت تعيين کننده موقعيت و جايگاه هر فرد در جامعه بود (مثلاً زمانی که سلطنت از پدر به فرزند به ارث می‌رسيد و يا در کليسا و يا کشاورزی فرزندان راه پدر را ادامه می‌دادند)، در جوامع مدرن «مکانيسم بازتوليد» بسيار پيچيده‌تر از گذشته عمل می‌کند. مبارزه طولانی برای تغيير در سيستم موروثی باعث شده است که مکانيسم بازتوليد موروثی از شکل عريان گذشته خارج شود اما پيچيدگی موضوع در اين است که باوجود تغييرات در سطح نظام بازتوليد همچنان برقرار است هر چند به گونه‌ای پنهان و ظريف عمل می‌کند.

نظام آموزش و پرورش يکی از نخستين نهادهايی است که زمينه‌ای تداوم بازتوليد موقعيت‌های متفاوت اجتماعی را فراهم می‌کند. دقت در اين نکته بسيار حائز اهميت است زيرا در افواه عمومی ميزان پيشرفت‌های هر فرد در زمينه آموزشی و تحصيلی به هوش و استعداد فردی و پشتکاری که او در زمان تحصيل بکار می‌بندد مربوط می‌شود. اما زمانی که از نزديک و دقيق‌تر به بررسی علل و پيش زمينه‌های موفقيت افراد می‌پردازيم در می‌يابيم که شرط اصلی موفقيت بسياری از افراد به سبب موقعيت و جايگاه اجتماعی و خانوادگی آنها بوده است. پژوهش‌هايی که در سوئد انجام گرفته نشان می‌دهند که شانس و اقبال فرزندان کارمندان عاليرتبه در کسب مدارج تحصيلی بالای دانشگاهی نسبت به کسانی که والدين آنها کارگران ساده هستند ۹۰۰ برابر است. اگر فرض کنيم که ميانگين هوش و ذکاوت به هنگام تولد در ميان نوزادان در گروه‌های مختلف اجتماعی به طور يکسان است، آنگاه درخواهيم يافت که مکانيسم‌های ديگری موفقيت فرزندان کارمندهای عاليرتبه را در احراز مدارج ترقی و تحصيلات دانشگاهی بالا و عدم موفقيت کارگرزادگان را در عرصه تحصيلات عالی رقم می‌زند. وقتی که والدين از امکانات مادی کافی برخوردارند و می‌توانند نيازمندی‌های مادی فرزندان خود را فراهم کنند، وقت کافی برای رسيدگی به فرزندان خود صرف کنند، در محيط خانه امکانات مختلف از قبيل کتاب، موسيقی، کامپيوتر و تجهيزاتی از اين نوع را در اختيار فرزندان خود بگذارند، به آنها در انجام تکاليف ياری رسانند، خدمات لازم را برای تقويت بنيه آموزشی آنها تدارک ببينند، و بالاخره اينکه برای فرزندان امکان تحصيل در مدارس نمونه را مهيا سازند، در آن صورت ترديدی نيست که نتايج خوب تحصيلی فرزندان اين خانواده‌ها (به مثابه يک گروه) به دليل برخورداری آنها از امکانات اقتصادی و فرهنگی خانواده خود دانسته شود.

اما حتی اخذ مدرک تحصيلی به تنهايی تضمينی برای بدست آوردن شغلی که مناسب بارشته تحصيلی شما باشد نيست. به بيان ديگر، همگان از سرمايه گذاری يکسانی که در عرصه تحصيل و کسب مدارج تحصيلی می‌کنند سود يکسانی نمی‌برند بلکه استفاده از مدرک تحصيلی برای ورود به بازار کار نيز به طور مستقيم به سرمايه اجتماعی که هر فرد از آن بهره مند است، مربوط می‌شود. شما در اطراف خود افرادی را مشاهده می‌کنيد که باوجود داشتن مدرک تحصيلی يکسان کارهای متفاوتی، با دستمزدهای متفاوت و موقعيت شغلی و اجتماعی متفاوت، نصيبشان شده است که اين بطريق اولی به سرمايه‌های اجتماعی متفاوتی که هريک از آنها از آن بهره مند بوده‌اند مربوط می‌شود. اين فرايند دقيقاً به سيستم ناعادلانه‌ای که در بازتوليد اجتماعی وجود دارد مربوط می‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 13:0  توسط حمداله باستی  | 

 


شانينك

آنكه امروز را از دست مي دهد فردا را نخواهد يافت. خوشبختي آينده در استفاده كردن از زمان حال است.


مهاتما گاندی

 

هدف ، همـواره از ما دور مي شـود ، هر چه به پيشــرفتهاي بزرگـتري نائل آييــم، بيش تر به بي ارزشي خود پي مي بريم. شادماني در تلاش نهفته اسـت نه در دستيابي به هدف. تلاشٍ تمام و كمال، عين پيروزي است.


به همه عشق بورز ، به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچكس بدي نكن .  

(شكسپير)

 


هرگز خنده را از یاد مبر و غرور نباید مانع گریستن تو شود ، با خندیدن و گریستن است که زندگی معنای کامل می یابد.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 23:30  توسط حمداله باستی  | 

به بهانه سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر

  جنگ واقعیتی است که با ان مواجه بوده ایم . هشت سال دوام داشت و آثار مخرب آن به لحاظ مادی ،هنوز دست بردار نیست و اما نگاه به آن ، برای مردان جنگ ، می تواند احیاگر نوعی نگاه نوستالوژیک باشد . آثاری که به لحاظ فکری و فرهنگی در پی آن ایجاد شده اند ، کماکان محمل بحث موافقین و منتقدین اینگونه تولیدات ، اعم از ادبیات داستانی ، فیلم و سریال و ... می باشد .

فیلمسازانی بودند که به جنگ نگاهی ساده و تک بعدی داشتند ، اما در مقابل کسانی بودند که تلاش داشتند روایت های پیچیده ، چند صدایی و انتقادی از سینمای جنگ ارایة بدهند ، که برای بدنه اجتماعی جذاب تر و جالبتر بوده است ، نماینده چنین نسلی را شاید بتوان حاتمی کیا و مرحوم ملاقلی پور دانست . و در جشنواره اخیر نیز فردی مانند پوراحمد با فیلم اتوبوس شب به جمع آنها پیوسته است .

 

 

اما سوال اینجاست که سینمای جنگ ایران تا چه حد توانایی آن را داشته که به بازنمایی واقعیت بپردازد ؟

 در روایتی از جنگ ، عوامل تولید آن بیشتر به روایتی کلیشه ای دست می زنند که سینماگر سعی می کند با نزدیکی به فضای مذهبی و ذهنی گروه معدودی از رزمندگان آن را براورده کند . روشن است که جنگ را نمی توان نا دیده گرفت و باید از تمام چم و خم های آن ، جامعه را با خبر کرد .

اما آدم های جنگ صرفا بسیجیان و رزمندگان نبودند ، بلکه در پشت جبهه غیر نظامیان هم چندان بی نصیب نبودند ، چه مدرسه ای که بمباران می شد ، چه کسانی که عزیزانشان را از دست می دادند ، چه کسانی که کمک می کردند و .... . اما عوارض جنگ به زمان جنگ هم ختم نشد ، بلکه نسلهای بعد هم بی نصیب نماندند ، آیا فضای ریا در جامعه در خصوص مدعیان دروغین به تصویر کشیده شده است ؟

جنگ  8  ساله  نتایج فرهنگی نیز بدنبال داشت : ازقبیل مهاجرت جنگ زدگان به دیگر شهرها ، بوجود آمدن شکاف بین نسلی  ، مشکلات اقتصادی ، تحریم جهانی و .....

آیا سینمای جنگی صرفا نشان دادن وضعیت تراژیک رزمندگان ، شیمیایی ها یا خانواده های ایشان است ؟

آیا ملت ایران به طور همه جانبه درگیر جنگ نشد؟

اما باید پذیرفت که بین این دو گروه تفاوت وجود دارد ، هم آنکه از نزدیک جنگ را لمس کرده و یا کسی که خانه و خانواده اش را جنگ از او گرفته است  با کسی که عوارض ثانویه جنگ را متحمل شده یا فقط صدای انفجاری شنیده ، تفاوت  است .

در این جنگ 8 ساله ما جنگیدیم تحت عنوان دفاع . و دوام پیدا کرد ، چه بواسطه تبلیغات حکومتی تحت عنوان دفاعی مقدس ، ناموس وارزش و چه بواسطه مداخله نیروهایی که ذهنیت افراد را آماده دفاع کرده بودند . اعم از مذهبیون ، روانشناسان و متخصصین ارتباطات .

بنابر این در سینمای ایران ، تا پیش از شروع جنگ ، سینمایی بنام سینمای جنگی نداشتیم . اما نطفه سینمای جنگ ایران با آغاز جنگ تحمیلی در 31 شهریور سال 59 منعقد شد . که می توان در یک تقسیم بندی این نوع سینما را به سینمای زمان جنگ و سینمای بعد از جنگ طبقه بندی نمود .

سینمای زمان جنگ نوعی تقابل ساده  خیر وشر به شکل خام و تبلیغاتی و تهییج تماشاگر در قالب های ساده و    عام پسند مثل ، دشمن خبیث ، ترسو ، سنگدل و تجهیز به تسلیحات پیچیده و نابود گر و خودی های فداکار ، شجاع ، رادمرد و بدون استفاده از تکنولوژی و تجهیزات مدرن ارایة می شود . اما سینمای پس از جنگ دیگر چنین کارکردی ندارد .

استاد دانشمند آقای دکتر عقیلی ، متخصص ارتباطات ، نیز ا ینگونه سینما را در موقعیت کنونی توهین به مخاطب می داند که با بهره گیری از عنصر اغراق ، مخاطبانش را به هیچ می انگارد و ارزشی برایشان قايل نیست .

آیا براستی مخاطب ،  دیگر در این موقعیت ، به گونه ای احساسی  چیزی را می پذیرد و ذهنی تحلیلگر در مصاف با واقعیات و نا واقعیت ها را ندارد؟

از کرخه تا راین با بهره گیری از عنصر ملودرام به مظلومیت نسلی از دست رفته می پردازد . آژانس شیشه ای ارايه دهنده این واقعیت اجتماعی است که ارزشهای مقدس دوران جنگ در جامعه ای که سمت و سوی بوروکراتیکی و از آن مهمتر دنیا طلبی را در پیش گرفته ، رنگ باخته است .

وقتی در سالهای پایانی دهه شصت جنگ تمام شد و پای قطعنامه 598 شورای امنیت به میان آمد ، شاید بعضی ها فکر می کردند که عمر سینمای جنگ نیز به پایان رسیده است و دیگر سینمای جنگی هم اهمیت خود را از دست داده است.  اما چنین نبود و این سینما دوباره متولد شد ، این بار کامل تر و پخته تر از قبل ، دور از متد تبلیغاتی و بیشتر بر مبنای واقعیت . و به نوعی می توان گفت که محتوای این دوره نه تشویق و به جبهه کشاندن انسانهایی که حتی به سختی توان حمل اسلحه را داشتند ،  بلکه سینمایی که جنگ طلب نبود و آن را تقدیس نمی کرد و در عوض  ضد جنگ بود و سعی در تقبیح آن داشت و به زشتی های جنگ می پردازد و نمایش جنگ را به ابزاری  برای مخالفت با خشونت و دستیابی به صلح تبدیل می کند . هر چند که شخصیت های آن آدم های مظلوم و دوست داشتنی بودند .

سینما بخشی از ستاد تبلیغات جنگ بود و باید اهمیت دفاع مقدس را نشان می داد . هم تحرک داشت و هم طرف پیروز از قبل مشخص بود . در این سینما تصویرهایی که ارايه می شد ، گذشت ، ایثارگری مادران و پدران تازه عروسان بود و بدرقه رزمندگان .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 1:32  توسط حمداله باستی  |